(°•عشق یخی•°)۵۹
۵ دی ۹۵آخرین باری که دیدمت....مگه میشه توی یه شهر کوچیک که میشه تو یه ربع کل شهرو زیر و رو کردمن ۳سال حتی سایه ی تورو نبینم....؟؟!!!یا تو از خونه بیرون نمیای و شدی تارک دنیا یا منالبته که هیچکدوم....چه بهتر که ندیدمت داغ دلم تازه شه....میبینی؟؟؟من اصلا بهت فکر نمیکنم!
(°•عشق یخی•°)۴۹
+سلام...خوبی؟ (چندین متر از جا میپرم) دستپاچه گفتم _سلام ممنون... تو.... اینجا... الان... نمیدونم از سرما بود که اشک اومد تو چشمم یا فوران احساسات +اومدم ببینمت _مگه نگفتی ریختمو نمیخوای ببینی؟ سکوت.
(°•عشق یخی•°)۵۱
هوا که سرد میشد میگفت لباس گرم بپوش حالم که بد بود آغوشش را میگشود.... غر که میزدم بی هیچ حرفی میبوسید.... مگر میشد دوستش نداشت.....؟؟
(°•عشق یخی•°)۵۲
چی سرت آوردن که تو انقد عصبانی شدی؟؟ خدا از سرشون نگذره که تورو اذیت میکنن.... تو که هیچوقت آزارت به یه مورچه نرسیده.... باورم نمیشه کسی که بت بود برامون حالا اینکارا ازش بربیاد..... باورنکردنیه اصلا.
(°•عشق یخی•°)۵۴
تو همیشه مظلوم واقع شدی میثم.... چراشو نمیدونم... برات کلی آرزوهای خوب دارم... میدونم نمیای این چیزارو اینجا بخونی پس از خدا میخوام به دلت بندازه بتونی ببخشی کسانی رو که اینهمه تورو آزار دادن.... نه بخاطر اونا بخاطر خودت چون کینه دل و روح آدمو ذوب میکنه... خدا خودش میدونه کی و کجا ازشون انتقام بگیره...
(°•عشق یخی•°)۵۵
امشبم از اون شبای گند و مسخره س.... نیستی حالم بده شبایی که توش خبری از تو نباشه مزخرفترینه ومسخره تر از اون اینه که یه صدای مهربون شبیه صدای تو هی تو گوشم زنگ بخوره و بگه ...شبت قشنگ... کدوم احمقی زیر سرم خوابش میبره؟؟
(°•عشق یخی•°)۴۰
بہ دیـــدارمـ نمےآیے چرا؟ دلتنـــــگ دیـــدارمـ همیــــن بــود اینکہ مےگفتـــے وفـــــادارم وفـــــادارم؟؟!!
(°•عشق یخی•°)۴۳
برای داشتنم گاهی به دوس داشتن تظاهر کرد خیال کرد جای خالی رو میشه با حرف زدن پر کرد میتونست چی بشه ، چی شد میتونست چی بخواد ، چی خواست اون از تمامِ دوس داشتن فقط داشتنشو میخواست مسیر ُ اشتباهی رفت تلاشش بی هدف میشد بهش فرصت زیاد دادم با من وقتش تلف میشد بهم گاهی دروغ میگفت نخواست باور کنه کم بود مید...
(°•عشق یخی•°)۴۵
روزے که فکر کردے یه کسے رو از ته دل دوست دارے، هیچچوقت ولش نکن.... ممکنه دوباره تکرار نشه آدم وقتے سنش کمه فکر میکنه بازم پیش میاد باید ده پونزده سال بگذره تا بفهمی نه..... همون یه بار بوده که حالت دیگه خوب نمیشه با هیشکی عشق یعنی حالت خوب باشه.... حالم با تو خوب بود... و اینو ۱۰ سال بعد فهمیدم وقتی...
چاوشے نوشت۵
خط رو پیشونیم چشمای بارونیمدستای لرزونم پاهای بی جونم روح سرگردونم گلای ایوونم حتی چوب سیگارم فندک تب دارم دوس دارن برگردی.... امروز از اون روزاس که دنیا دنیا دلتنگی سرم آوار شده تو چه میدونی تو دلم چی بود و چی گذشت.... تو فقط دیدی چیکار کردم.... دیوونه ای اگر فکر کنی تو این ۷ ماه یک ثانیه از ذهن من...
۹۶.۶.۶
هرکسی راهش سمت من افتاد قلب من عمداً اسمتو لو دادراهشو بستم اگه حسی داشت پای تو موندن بیشتر ارزش داشت .... ❤️❤️❤️وای که جونم فداته عشق جان❤️❤️❤️
شعرگراف
تـــا ڪہ از جانب معشـــــوق نباشد ڪششے ڪوشـــش عاشـــــق بیچـــاره بہ جایے نرســـد حقیقتی بس ناجوانمردانه.... ینی اینکه قشنگم، خانومم، یه دونه ی من، دورت بگردم.... حالا تو هی زور بزن..... اصل اونه که باید بخواد که نمیخواد....
دل نوشت
بابا لنگ دراز عزیزم.... شما اینو عمرا درک کنین که من حتی واسه سایه دوتا پاتون توی عکس دوستتون هم میمیرم...
بگو خوابه
بگــــــــــو خــــــــــوابہ ڪہ عشــــــــــقِ مـــــن بہ یہ غریبـــــہ دل داده....
چاوشے نوشت۳
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️۵۸/۵/۸❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ ❤️تولدت مبارک محسن خان❤️❤️دنیای من تویی❤️ ❤️دنیای من صدای گیرای توئه❤️ ❤️دنیای من تک به تک کلماتیه که از حنجره ی طلایی تو میشنوم❤️ ❤️تا بی نهایت طرفدارتم آقای خاص❤️ پ.ن: ۲۰ روز دیگه یکی از خاصترین روزای زندگیمه روزی که تا سال گذشته فکر میکردم میتونیم از این به بعد ...
چاوشے نوشت۴
دل من از غم دوریت مرده.... تو خیال میکنی خوابش برده....یه دفه از من بیچاره چرا.... نمیپرسی زنده ام یا مرده.... نمیپرسی و نمیدونی غمت.... چه بلایی به سرم آورده...❤️ بیشول مهربونم❤️
۲۷مرداد
تو نیستی.... مث هرسالباز باید وایسم جلو آینه با چشای پر اشک به خودم و شمای توی خیالم بگم ۱۲سالگیمون مبارک. نمیدونم کجایی و داری چیکار میکنی شاید الان زیر یه سقفی با یکی دیگه... شاید تو یه شهر دیگه ای... شاید کنار دوستات خوش میگذرونی... شایدم .... راستی.... همونقد که من دلتنگ توأم توأم دلتنگ منی؟!
(°•عشق یخی•°)۱۵
تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند، تصدق آن چشم ها که زل میزند در چشمهایی که شبیه چشمهای من نیست، تصدق آن لب ها که دوستت دارم میگوید به من نه به دیگری، تصدق آن دستها که عادت کرده به دستهایی که دستهای من نیست، تصدق آن پاها که همقدم دیگری میشود... تصدق شما و هرچه به شما تعلق دارد.
(°•عشق یخی•°)۱۶
باید روزی یک نصف لیوانآب بدهم به گلدانِ حسن یوسف.وگرنه میخشکد. یک روز حَواسم به حسن یوسفم نباشدمیپژمرد. روز دیگر نفسش به شماره میافتد و سومروز،می ميـرد...گلِ توى گلدان مصداق ملموسِ رعايت است ...رعايــت همان چيزى است كه ما در زندگى گمش كرده ايم !همان كه گم شدنش گلدانهاي مان، آدم هاي مان و عشق هايمان ...